عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

237

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

دندان عقلش بدر آيد و زمام ملك را در كفّ كفايت گيرد . چون بر سرير پدر مستقر گرديد و تاج پادشاهى بر سر نهاد خاص و عام را بار حضور داده خلق ثنايش گفتند و خطيبى زبان بسخن گشوده گفت : پدر و پدربزرگت بقدرى موجبات آسايش و رفاه و امنيّت ما را فراهم آوردند كه از بيان شكر و سپاس عاجزيم آنان بتنظيم امور از هم گسسته و بنيان مذهبى از معتقدات گوناگون ما همّت گماشته حملات دشمنان را دفع و ما را آسوده كردند و زندگانى مرفّهى براى ما فراهم آوردند فعلا خداوند بر تو تفضّل كرده قدرت را بدست تو داد در حالى كه بلاد امن و مردم راحت و قشون مجهّز و منابع ثروت فراوان و كشور آباد است كارى كه تو بايد عهده‌دار باشى تقليد مشى آن دو پادشاه است و بس هرمز آنان را مطمئن ساخته مواعيد رضايت‌بخش داد . هرمز نسبت بقول خود وفادار بود و در عدل و داد بشيوهء اردشير و شاپور رفتار كرد ضمنا شهر رامهرمز و دسكرة الملك ( ؟ ) را در اهواز بنا كرد و جنگى با هيتاليان « 1 » يا سغديان كرد كه منجر بشكست آنان گشته بخراج گذارى الزامشان نمود و ستون سنگىاى در سرحد كشورشان نصب نمود كه حق نداشته باشند از آن تجاوز كنند و آنگاه به اصطخر و بقولى مداين بازگشت كه همانجاى در جوانى مرد و سلطنتش به دو سال نكشيد « 2 » . سلطنت بهرام بن هرمز و آنگاه سلطنت بر بهرام بن هرمز استقرار يافت . باوجود جوانى از جهت حلم و رأفت و راى و متانت مشهور بود مردم ببقاى عمر و بركت ملكش او را دعا و ثنا گفته اظهار شادمانى كردند بهرام در جواب گفت : سلاطين اسلاف ما در باب امور دين و مملكت‌دارى و رسوم عدل و احسان بقدرى مبانى مفيده بيادگار گذاشتند كه تجاوز از آن مقدور نيست و ما از خداوند توفيق ميطلبيم كه بتوانيم مشى آنان را تعقيب و طريقى را كه بما نموده‌اند پيروى كنيم و نيز توفيقى عنايت فرمايد كه مايهء خشنودى و رضاى شما را فراهم آورده سعادتتان را تأمين كنيم . پس همه اظهار مسرّت كرده

--> ( 1 ) مردم هياطله ( 2 ) 272 ميلادى